تبليغاتX
قلب شیشه ای

قلب شیشه ای
عاشق آن نیست که عشق تکه کلامش باشد عاشق آن است که وفاداری مرامش باشد


به دلم موندهمونده یه روز یه جایی

                                            دوباره ببینمت


نمیدونم

راستش

نمی دونم ، نمی دونم چی بنویسم

هر وقت میخوام خودم چیزی بنویسم همین طور اشکام جاری میشه

اینم بدبختی ماست دیگه

شرمنده همه

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387 15:35 توسط دختر دلشکسته |


 

توی گوشش "اشهد " خواندند و به او فرصت دادند تا

برای امتحان آماده شود.زمین ۷۰ بار دور خورشید چرخید

و دوباره تو ی گوشش "اشهد" خواندند و ... اما این بار

باید می رفت تا کارنامه ی امتحان  ۲۲ سالگی اش را

بگیرد.

 

اما تو ۲۲ سال بیشتر نداشتی داداشی

به یاد گلی که امروز روی قبرت گذاشتم...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387 15:31 توسط دختر دلشکسته |


گفتم تو شيرين مني ... گفتا تو فرهادي مگر؟؟؟

گفتم خرابت ميشوم ... گفتا تو آبادي مگر؟؟؟

گفتم ندادي دل به من ... گفتا تو جان دادي مگر؟؟؟

گفتم ز کويت ميروم ... گفتا تو آزادي مگر؟؟؟

گفتم فراموشم نکن ... گفتا تو در يادي مگر؟؟؟

اولین باری که عاشقت شدم یادته ؟ من یه کرم سیب بودم و تو یه کرم ابریشم . من به تو قول دادم دیگه هیچوقت سیب نخورم و تو هم قول دادی دور خودت پیله نزنی . ولی نمی دونم چی شد که من طاقت نیاوردم و فقط یه خورده سیب خوردم . تو هم از غصه دور خودت پیله بستی . ... حالا دومین باره که عاشقت شدم ولی حالا من هنوز یه کرم سیبم و تو یه پروانه خوشگل تو پر زدی و رفتی و من موندم و سیبایی که جایی برای خورده شدنشون نمونده . از هر چی سیبه منتنفرم


دلم برای کسی تنگ شده که برای اولین بار با دیدنش قلبم شروع به تپش کرد و دیگه هیچوقت سعادت اینو نداشتم ببینمش دلم می خواد دوباره ببینمش

دلم واسه کسی تنگ شده که هیج وقت منو دوست نداشت یعنی سعی نکرد که منو دوست داشته باشه.

منم ترکش کردم تا بهتر به زندگیش ادامه بده.

دلم برای کسی تنگ شده که میدونم اونم دلش برام تنگ شده ولی خیلی غرورداره وکله شقه

امیدوارم بفهمه که من خودشو همینطوری دوست دارم نیازی به اون چیزهاییی که نداره وبه همین دلیل ازمن خجالت میکشه وفرار میکنه میخوام کاش بفهمه

دلم برای كسی تنگ شده كه میدونم غیر از من كسی رو نداره.

همون كه تمام حرفاش هم منو اروم میكنه هم منو اتیش میزنه.

فقط كاش بدونه چقدر دلم برای دیدنش و شنیدن صداش تنگ شده . .........

واسه كسی كه گاهی فكر می كنم اصلا لیاقت دلتنگی نداره....

دلم برا ی اونی که زندگیمو آتیش زد و چشمشمو رو همه چیز بست و داره میره و منو نابود می کنه ....عزیزم تنگ شده..باید عادت کرد...عادتی به بلندی یک عمر....ولی هرگز نمی بخشمش..

خیلی وقته دلم برای رضای  چند سال پیش تنگ شده
چه فایده وقتی خودش را به فراموشی میزنه من هرچه قدر هم بگم دلم برات تنگ شده اون ..........
دلم برای عزیزی تنگ شده که هیچوقت نتونستم و نمی تونم فراموشش کنم و هیچ وقت هم نفهمید که چه حسی نسبت بهش دارم  کاش این سکوت مرگبار بین ما بشکنه .
دلم واسه اونی که هیچ وقت نتونست بهمه که دوسش دارم تنگ شده
با کوچکترین یادی ازش دلم میشکنه و بغض گلمو میگیره کاش میشد بغض را زنجیر کرد .
دلم برای کسی تنگ شده که تا آخر عمرم نه می تونم ببینمش نه میتو نم صداشو بشنوم . اگرچه میشه ولی غرورم  ....

+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387 17:39 توسط دختر دلشکسته |